استانبول/ خبرگزاری آناتولی
محمود احمدینژاد، رئیسجمهور اسبق ایران در مصاحبه مفصل با مرکز مطالعات ایران در آنکارا «ایرام» به ارزیابی مسائل مربوط به برجام، تحریمهای آمریکا علیه ایران، مناقشه قرهباغ و تحولات منطقه خاورمیانه پرداخته و گفت: شیاطینی در دنیا هستند که نمیخواهند ترکیه قوی باشد و پیشرفت کند. تمام مردم ترکیه در قلب من هستند؛ واقعا عین برادر و خواهر دوستشان دارم.
احمدینژاد در خصوص تحریمهای آمریکا علیه ایران در دولت وی و روحانی اظهار داشت: به نظرم بحث تحریمها را، باید از زوایای دیگری مورد بررسی قرار بدهیم. مهمترین مسئله در پیشرفتهای هستهای ایران، مخالفت آمریکا بود، یعنی آمریکایی ها از ابتدا مخالف پیشرفت هستهای ایران بودند؛ مذاکراتی شکل گرفت و تبدیل شد به یک تفاهمی و بعد هم، رئیس دولت آمریکا آمد و آن تفاهم را كنار گذاشت. ما پیش از آنکه به تحریمها بپردازیم باید، به این رابطه بپردازیم. برای خود من واقعا، این سوال است که چرا کشورها و ملتها باید در تخاصم باشند؟ دشمنی چه نفعی دارد برای ملتها؟ و یک عده ای از دشمنیها چه سودی میبرند؟ ما انسانیم باید با هم زندگی کنیم، باید در سایه عدالت و احترام با هم زندگی کنیم. اگر حقی هست برای همه، اگر ممنوعیتی هست برای همه. عدالت باشد و احترام باشد دوستی باشد؛ دنیا را باید همه باهم بسازیم. خب، متاسفانه توافق برجام به اختلافات و تقابل چند ده ساله آمریکا و ایران پایان نداد و کار ادامه پیدا کرد. معنای آن این است که، آن توافق کامل نبوده است، توافقی نبوده که مسئله را حل کند. بقیه اعضای برجام در این تقابل نقش چندانی ندارند.
وی افزود: اگرچه شاید بعضی از آنها، دوست داشته باشند که این مسئله حل شود، شاید بعضی از آنها هم طرف آمریکا بایستند اما، نقش آنها تعیین کننده نیست. اصل مذاکرات هم، مذاکراتی بود که با آمریکا انجام شد كه، منجر شد به برجام. به نظرم باید این را حل کنیم. چرا باید درگیری باشد چرا باید تخاصم باشد؟ چرا باید تخریب باشد؟ بالاخره تحریم یک كار غیر انسانی است. تهاجم علیه یک ملت است. حالا این که، آمریکا چرا میتواند تحریم میکند، برمیگردد به اینکه، بانکها در اختیار او هستند، سیستم بانکی جهانی و پول جهانی در اختیارش است. به نظر من کار خوبی نیست و کمک نمیکند که مسائل حل شود. فشار زیادی علیه ملت ایران بابت این تحریمها، دارد وارد میشود، اما بعید میدانم که، مسائل را حل کند به گونهای که، منجر به دوستیهای پایدار شود.
احمدینژاد تاکید کرد: دوستی پایدار از طریق گفتگوست، از طریق همکاری است، از طریق تعامل برای ساختن دنیای بهتر است. هیچکس نباید تلاش کند تا، بر دیگران برتری داشته باشد. یا حق بیشتری برای خودش قائل باشد. حالا این تحریمها را وضع کردهاند و قطعاً این فشارها را بیشتر میکند.وی همچنین درباره برجام و سیاست ایران در قبال آمریکا اظهار داشت: ببینید سیاست خارجی آمریکا که، به طور کامل در اختیار روسای جمهور نیست. سیاست را هیئت حاکمه تعیین می کند و روسای جمهور هم، عضوی از آن هیئت حاكمه هستند و آن را اجرا میکند. می بینیم سیاستهای آمریکا درباره منطقه ما و بسیاری از نقاط جهان، طی چند ده سال اخیر، سیاستهای ثابتی است. هر رئیس جمهوری که آمده یک بخشی را انجام داده است و به یک شكلی، آن سیاست را به جلو برده است. به نظرم با انتخابات آمریکا، این سیاست تغییری نخواهد کرد. آنها، به دنبال فشار حداكثری هستند و یک سری خواستههایی دارند که، می خواهند آن خواستهها را به هر ترتیبی تحمیل کنند. بحث من روی، اصل مدل تعامل با دنیا است؛ اصل این نوع، رفتار با ملتها است. به نظرم، رفتار خوبی نیست.
احمدینژاد گفت: تصویر خوبی هم از آمریکاییها ارائه نمیدهد. این معنایش، تایید عملکرد مسئولین ایران نیست. آنها باید رفتار خودشان را توضیح بدهند و از عملکرد خودشان دفاع کنند. ولی من فکر میکنم، این فرصتها، امکانات و منابع، همه می توانند در جهت همکاری، تعامل برای ساختن دنیای بهتر، صلح جهانی، امنیت و آبادانی آنها هزینه شود. چرا باید این همه هزینه بشود برای تقابل؟ ملت ایران یک ملت بزرگی است، یك ملت تاریخسازی است. مردم آمریکا هم مردم خوبی هستند، طرفدار عدالت هستند. خب، اگر توان این دو ملت، مثل همه ملتها، در کنار هم قرار بگیرند بهتر است یا اینکه در مقابل هم قرار بگیرند؟ حالا دولتها الان در تقابل هستند و راه را بر ملتها هم بستهاند، این به نظر من درست نیست. اگر، راه برای ملتها باز بشود، آنها کمک میکنند برای حل مسائل بین دولتها. امیدواریم که این اتفاق بیفتد.
احمدینژاد در ادامه در ارزیابی تحولات منطقه پس از بهار عربی كه مصادف با دوران دوم ریاست جمهوری وی بود، گفت: این که ملتهای منطقه، همیشه خواهان یک زندگی بهتری بودهاند، خواهان آزادی، عدالت، عزت و حق تعیین سرنوشت بودهاند، این حرف درستی است. این حق است و همیشه بوده است. الان هم هست منتها، سوال جدی این است که، در داستان بهار عربی، چه تغییری در این حقوق اتفاق افتاده است؟ یعنی کدام کشور وضعیتش بهتر شده؟ و اراده مردم به طور کامل حاکم شد؟ معمولاً مردم تحول میخواهند و ممکن است، حرکت هم بکنند. اینکه نهایتا،ً چه کسانی این تحول را مدیریت می کنند و ازش نتیجهگیری میکنند، بسیار بسیار مهم است. یک اتفاقاتی در منطقه ما افتاد كه، دولتهای غربی اسمش را گذاشتند بهار عربی. خب، بعد از 9 سال به قول شما، ما نمیبینیم که در کشورهای منطقه و کشورهای عربی شرایط بهتر شده باشد به لحاظ اقتصادی و رفاه مردم و هم، به لحاظ سیاسی و اجتماعی. باید به نظر من، مقداری مسائل را عمیقتر تحلیل کنیم. وقتی که ناتو فعال میآید و مداخله میکند در مسائل منطقه، نمیتوانیم بگوییم که، آنها به دنبال تامین حقوق مردم هستند. آنها هم، باید بیایند کنار مردم منطقه اما، در یک تعامل سازنده؛ نه در معادلات تحمیلی بر مردم منطقه.
وی ادامه داد: البته مردم منطقه خوشبختانه آگاهند، بیدارند، كل مردم جهان آگاهند و این آگاهی روزافزون است. امیدوارم به یک همبستگی بزرگ منطقهای و جهانی برسیم و مسائل را ریشه ای حل کنیم. بعضی ها نشان دادهاند در 400 سال اخیر، فقط به دنبال تأمین منافع خودشان هستند. یعنی می خواهند ثروت ملتهای منطقه و ثروت بقیه ملتهای جهان را ضمیمه کنند به ثروت خودشان. اگر میآیند یک کاری هم میکنند، این از روی دوستی برای ملتهای منطقه نیست. ما امیدوار بودیم الان هم هستیم البته، تحولاتی که افتاد منجر به تقویت همکاری و دوستی بین ملتهای منطقه شود. اما خوب بعد از آن ماجرای 9، 10 سال قبل یكسری گسلهایی فعال شده است. در سوریه در عراق در یمن در لیبی. خب اینها خوشایند نیست. به نظر من، مردم کشته می شوند، ساختمان ها خراب میشود، منابع از بین میرود، كینه ها درست میشود. به نظرم اینها چیزهای خوبی نیست.
احمدینژاد همچنین در تحلیل رویدادهای منطقه بویژه در سوریه، عراق و یمن گفت: تسلط بر منطقه ما، که یک آرزوی دیرینه است. همه آنهایی که میخواهند بر دنیا مسلط بشوند، به عنوان مقدمه، دنبال تسلط بر منطقه ما هستند چون منطقه ارتباطات جهانی است، منطقه ما، منطقه انرژی است، منطقه فرهنگ است.خب بر آنجا مسلط میشوند، که بتوانند بر دنیا مسلط شوند. بحث ما این است که، اصلاً چرا باید یک عدهای تسلط داشته باشند. دولتهای منطقه، ملتهای منطقه باید هشیار باشند. هر نوع رقابت در منطقه، به نفع مردم منطقه نیست. به نفع کسانی است که، خواهان پیشرفت و عزت مردم منطقه نیستند. چرا ما باید با هم رقابت داشته باشیم؟ چرا باید با هم تقابل داشته باشیم؟ در تقابلهای منطقهای، پیروزی وجود ندارد. حالا هر کس در آن باشد، پیروزی نیست، الان که نه سال است، ده سال است، اگر 50 سال هم طول بکشد، پیروزی از اینجا بیرون نمی آید، به ضرر همه است؛ تنها جایی که همه پیروز هستند، وحدت همدلی و همکاری است. همکاری برادرانه، همکاری صادقانه، همکاری برای عدالت و احترام و ساختن منطقه. خب، الان در این 10 سال بسیاری از منابع منطقه، به هدر رفته است. صرف درگیری شده است، صرف تخریب شده است، صرف تقابل شده است. خب، همین منابع میتوانست صرف ساختن بشود، صرف آبادانی بشود، صرف تعمیق دوستیها بشود. باید همه هوشیار باشیم. ملتهای منطقه و دولت های منطقه بنشینیم، ما همسایه هستیم، ببینید همسایگی چیزی است كه، با تغییرات سیاسی از بین نمیرود. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم، باید باهم زندگی کنیم. بخش مهمی از سرنوشت ما مشترک است. خب، باهم بسازیم این سرنوشت را با دوستی، با برادری. حالا خوشبختانه، به لحاظ فرهنگی هم قرابت خیلی بالا است.
وی افزود: مردم منطقه، اکثراً به لحاظ فرهنگی در یک حوزه فرهنگی هستند. خدایشان، پیغمبرشان٬ کتابشان یکی است. خب چرا نباید در اداره منطقه یکی باشند؟. الان در یمن شما ببینید چه اتفاقی دارد میافتد؛ مردم، زن ها و بچه ها دارند کشته میشوند، زیرساختها از بین میرود. ثروتی که باید خرج آبادانی بشود، خرج تخریب دارد می شود. خب این ثروت چرا باید خرج آنجا شود؟ اینجا کسی از این جنگ محبوب بیرون نمیآید؛ کسی مسلط بیرون نمی آید. این منجر به تسلط یک شخص، بر منطقه نخواهد شد هرگز. بقیه هم همینطور. من بارها دعوت کردم، باز هم دعوت می کنم، بیاییم کنار هم بنشینیم، مسائل را حل كنیم. من یادم است در آخرین اجلاس کنفرانس اسلامی، که من شرکت کردم، همین خواستهام بود؛ گفتم، هیچ مشکلی نیست كه ما نتوانیم حل کنیم. بیایید دور هم جمع شویم برادرانه، با محبت، با صداقت، این هزینه اش خیلی کمتر است و سودش خیلی بیشتر است. آدم هر روز متاثر می شود وقتی اخبار حوادث را می شنود كه، کشته ها، زخمیها، تخریبها و كینه هایی دارد در منطقه شکل میگیرد كه، شاید صدها سال نشود این کینه ها را برطرف کرد. به نظر من یک مقداری هوشیاری میخواهد. مردم كه هوشیارند، زمامداران و حاکمان و فرماندهان باید یک مقداری هوشیاری بیشتری به خرج دهند.
احمدینژاد در ادامه در پاسخ به سوالی درباره تنش میان جمهوری آذربایجان و ارمنستان و واکنش مقامات ایرانی تصریح کرد: چه کسانی دنبال ایجاد درگیری هستند؟ اگر مسئله هست، باید بر اساس عدالت، بر اساس حقوق اساسی مردم و قواعدی که وجود دارد، بنشینیم و با گفتگو حل کنیم. جنگ به نفع چه كسی است؟ به نفع کسی نیست، انسان ها کشته می شوند، زیرساخت ها خراب میشوند و فرصت دخالت به قدرتهای فرامرزی و فرامنطقهای داده می شود. الان خب میبینیم دیگران نشستهاند و خوشحالند که، کشورهای منطقه دارند با هم درگیر میشوند. بالاخره یک قواعدی وجود دارد، یک منطقی وجود دارد، باید با گفتگو بنشینیم حل بکنیم؛ نظر خود مردم را بگیریم. حقوقی که هست تعریف شده است در سطح بین الملل، این حقوق را بگذاریم وسط و مسئله را حل کنیم و برادرانه همه با هم باید زندگی کنیم. به نظرم، به طور واقعی پیروزی وجود ندارد در این جنگها. پیروزش بدخواهان مردم منطقه هستند که ملتها را تضعیف میکنند در منطقه ما.
وی در پاسخ به سوالی درباره رویکرد متناقض ایران در این رابطه گفت: به نظر میرسد یک چیزی که، 30 سال است که حل نشده با جنگ هم نمی شود. من بحثم فراتر از این است. اگر کشورهای منطقه، خودشان مینشستند كنار هم و دو طرف را میآوردند و مقررات را پیش رویشان میگذاشتند و میخواستند، مشکل به صورت مسالمت آمیز حل شود. مشکل این است که، تک تک عمل میکنند. ایران جدا عمل میكند، ترکیه جدا عمل می کند، عربستان جدا عمل می کند، آن یكی جدا عمل می کند. خب، اگر باهم بیاییم و بنشینیم و آنچه حق است وسط بگذاریم و دو طرف را، هم صدا بزنیم و ادامه همکاریهایمان را، منوط كنیم به پذیرش حق، خوب مسئله حل میشود دیگر. بحث من همین است که، می گویم مسئله راهحلهای آسان تری هم دارد. منتها کسی تمرکز نکرد روی حل مسئله. الان درگیری است و بالاخره مردم کشته می شوند. ما که ضد انسانها که نیستیم. ما میگوییم هرجا اگر جایی یا زمینی، برای کسی است باید برگردد. کسی نباید حقوق دیگران را تضییع کند و سرزمین دیگران را در اختیار داشته باشد. ما دشمن انسانها که نیستیم. بالاخره هر دو طرف انسانند هر دو طرف عزیزند. گرچه من به لحاظ شخصی، ممکن است یک گرایشی داشته باشم، یک علاقه ای داشته باشم، همه همینطور هستیم. اما با آن گرایش شخصی، نمیشود مسئله را اساسی حل کرد. من فکر می کنم که، قدرت های فرامرزی دوست دارند در منطقه ما درگیری باشد و مسائل دوستانه حل نشود؛ مسائل از طریق منطق و قانون و همکاریهای منطقهای حل نشود. بلکه، برود به سمت درگیریها. همین طور که شما اشاره فرمودید، الان ده سال است که در قسمتهای مختلف منطقه ما درگیری است. در لیبی ده سال است که درگیری است چه كسی تا الان ضرر کرده است؟در سوریه درگیری است چه کسی ضرر کرده است؟در یمن درگیری است چه کسی ضرر کرده است؟خوب یک درگیری جدید الان ایجاد شده است؛ ما باید چه کار کنیم؟ من که الان تصمیم گیر نیستم، مقامات جمهوری اسلامی تصمیمات خودشان را اعلام میکنند. من سخنگوی آنها نیستم؛ من به عنوان یک انسان، یک زمانی آن احساسات و عواطف خود را میخواهم دخالت بدهم در قضیه، یک موقعی می خواهم مسئله را به طور منطقی حل کنم. اینها ممکن است خیلی وقت ها، هم راستا نباشند و ما، باید طرف منطق را بگیریم طرف روش درست را بگیریم. چرا که، اگر هم راستا نباشند و ما عواطف را غلبه بدهیم ، خیلی تشدید می شود و مسئله پیچیدهتر می شود. دیگران می آیند از بیرون منطقه، دخالت می کنند درکار. کما اینکه وعده اش را داده اند. خب حساب کنید اگر، قدرت های دیگر هم بیایند دخالت کنند، مسئله باز هم پیچیدهتر می شود. از دسترس برای حل دور میشویم. بحث من این است؛ من همه مردم را دوست دارم؛ همه ملتها را دوست دارم. در این مسئله هم، احساسات و عواطف شخصی خودم را دارم. اما، فکر میکنم با آن نمیشود مسئله را حل کرد.
- شیاطینی در دنیا هستند که نمیخواهند ترکیه قوی باشد و پیشرفت کند
احمدینژاد در ادامه در تحلیل روابط دوجانبه اخیر ایران و ترکیه اظهار داشت: معتقدم ملتهای منطقه، باید کاملاً برادرانه، صادقانه و در سایه احترام متقابل و عدالت، باید با هم همکاری کنند؛ هر نوع رقابتی در منطقه، رقابت برای برتری، منجر به شکست دو طرف خواهد شد. منطقه ما، منطقه ثروتمندی است، هم بلحاظ فرهنگی و انسانی، بالاخره غنی ترین فرهنگ، غنیترین نیروی انسانی در منطقه ما است در ترکیه، ایران و کشورهای عربی. خب رقابت برای برتری؟! این برنده ندارد. اصلاً نمی گذارند کسی برنده شود. قدرتهای فرامنطقه ای، به دنبال ایجاد رقابتهای شکننده و تخریبی هستند. این اعتقاد من بود. با همین اعتقاد، با ترکیه همکاری میکردیم، با عربستان کار میکردیم، با بقیه کار می کردیم. طرف مقابل هم همین را دنبال میكرد.
وی افزود: به نظر من از این بعد هم، همین را باید دنبال کنیم. خب در سوریه، دو سه کشور رقابت می کنند، مسئله حل نشده است، در یمن همینطور، در جاهای دیگر هم. خب، مگر ایران و ترکیه می توانند از هم جدا باشند؟ اگر جدا باشیم که هردو از بین می رویم. شیاطینی در دنیا هستند که، اصلا نمیخواهد ترکیه قوی باشد و پیشرفت کند، ایران قوی باشد پیشرفت کند، عربستان قوی باشد و پیشرفت کند، عراق، اردن، سوریه و كشورهای حاشیه خلیج فارس قوی باشند. اصلا نمیخواهند اینجا پیشرفتی باشد، آرامشی باشد. چرا؟ چون میخواهند دست اندازی داشته باشند به منابع منطقه؛ ما را رقیب خود می بینند در حالی که، ما در عرصه جهانی رقیب آنها نیستیم. ولی در تحلیل های تاریخی می گویند اگر، قرار باشد سلطه جهانی آسیب ببیند، آن آسیب از این منطقه است. چون اینجا پتانسیل آن را دارد، فرهنگش را دارد، نیروی انسانی اش را دارد، برنامه اش را دارد. نمی خواهند بگذارند ملتها در منطقه متحد باشند. خب همان مقدار كه، همکاری در آن دوره داشتیم با ترکیه، چقدر به نفع ایران و تركیه بود در اقتصاد، در مسائل سیاسی و فرهنگی.
احمدینژاد تاکید کرد: ما با هم برادریم و اصلا انسانیم. به علاوه این که، فرهنگ ما یکی است باید باهم باشیم؛ حالا خوشبختانه عقلانی کار کردند که، رقابتهای منطقهای را در روابط دو کشور تاثیر ندادند. ولی من، بالاتر از این می خواهم بگویم، چرا اصلا باید رقابت کنیم؟ این هزینه دارد. این رقابت، سودی ندارد برای هیچ طرف. مسئله آذربایجان را باید باهم حل کنیم. به نظر من هم شدنی است. مسئله سوریه هم همینطور، مسئله یمن هم همینطور. باید قدرت های منطقهای بنشینند این را حل کنند، البته با قدرتهای فرامنطقهای هم باید روابط مان را تنظیم کنیم. ما با هیچ جا نمیخواهیم دشمنی کنیم.
وی گفت: میخواهیم با همه جا دوست باشیم. بالاخره اگر قرار است دنیا ساخته بشود، باید با همکاری و مشارکت همگانی ساخته شود. و این مشارکت باید دوستانه باشد نه خصمانه. در خصومت كه سازندگی اتفاق نمیافتد. در دوستی است که، سازندگی اتفاق می افتد. من فکر میکنم اگر، یک اتحاد منطقه ای شکل بگیرد، ترکیه و ایران میتوانند پیشگام شوند. واقعا پا پیش بگذارند، بقیه را هم دعوت بکنند و در یک فضای خارج از هر نوع تکلف، خارج از هر نوع برتری جویی، دوستانه بنیشینیم و مسائل منطقه را بگذاریم روی میز و بگوییم که، خب تا الان این رقابت ها و درگیری ها چه سودی داشته است؟ چه ضرری داشته است؟ مردم چه میخواهند؟ حق چی هست؟ برای آینده کدام بهتر است؟ بنشینیم دوستانه حلش کنیم، هیچکس دنبال دخالت در امور دیگری نباشد و هیچکس، دنبال برتری نباشد دنبال حق بیشتر نباشد؛ عدالت باشد برای همه.
وی ادامه داد: فکر میکنم منافع همه تامین خواهد شد و آینده، برای همه بهتر خواهد بود. وگرنه، اینطوری که من میبینم در دهه گذشته، همه کشورهای منطقه به سمت ضعف رفتهاند. یعنی، همه داریم ضعیف می شویم و این به نفع ما نیست. باید به سمتی برویم که، همه قوی باشیم. من که آرزویم است که، ترکیه در اوج قدرت باشد، عربستان در اوج قدرت باشد، ایران، عراق همه در اوج قدرت باشند، اما قدرت صالح. بالاترین پیشرفت های اقتصادی و صنعتی و آبادانی باشد، مردم همه ما در رفاه باشند در عین حال، کاملا دوست و متحد باشند. من فکر میکنم این شدنی است. این خواست مردم منطقه است. فرهنگ منطقهای هم، این اجازه را به ما میدهد که همچین آرزوهای خوب و بزرگی داشته باشیم. باید اراده کنیم. در آن موقع، ما با مقامات ترکیه خیلی صمیمی بودیم. بسیار بسیار صادقانه با هم کار میکردیم. این باید در روابط بین همه کشورهای دنیا تعمیم پیدا کند به خصوص کشورهای منطقه، که زمینه اش به نظر من فراهم است.
احمدینژاد در پاسخ به این سوال که «آیا قصد شرکت در انتخابات سال آینده را دارید؟ آیا امکان یک توافق با شورای نگهبان وجود دارد برای عبور از مانع؟»، گفت: من هنوز درباره انتخابات سال آینده، اظهار نظری نکرده ام. اما، من همیشه در خدمت ملت ایران و ملتهای منطقه و در خدمت صلح، برادری و دوستی خواهم بود.
- تمام مردم ترکیه در قلب من هستند، واقعا عین برادر و خواهر دوستشان دارم
وی گفت: یک سلام ویژه و گرم از طرف من، به مردم ترکیه ابلاغ کنید. تمام مردم ترکیه در قلب من هستند؛ واقعا عین برادر و خواهر دوستشان دارم. جوانهای ترکیه را، مثل فرزندان خودم، دوستشان دارم و این را یک لطف، از ناحیه خدا میدانم كه، عنایت کرده است که مردم خوب ترکیه، مردم با فرهنگ ترکیه، مردم مومن، آزاده، آزادیخواه و عدالت طلب، مردمی که در تمدن جهانی نقش بسیار برجستهای دارند و انشالله در ساختن دنیای بهتر، نقش بسیار موثری ایفا خواهند کرد و همین طور در حل مسائل منطقه.
احمدینژاد افزود: به مسئولین ترکیه سلام بنده را برسانید. امیدوارم ایران و ترکیه و بقیه هرچه زودتر کنار هم بنشینند و مسائل را با دوستی حل کنند. آذربایجان و ارمنستان امیدوارم هرچه زودتر، این مسئله حل شود و حق به حقدار برسد و نیاز نباشد كه، این جنگ طولانی شود و دیگران هم بیایند دخالت كنند.
news_share_descriptionsubscription_contact

