استانبول/خبرگزاری آناتولی
علیاصغر حقدار، نویسنده ایرانی ساکن ترکیه در مصاحبه با خبرنگار آناتولی به بررسی چیستی ادبیات معاصر در ایران، ویژگیهای آن و همچنین جایگاه ادبیات تُرکی آذربایجانی در این کشور پرداخت.
%2Fo%CC%88zel.jpg)
وی در پاسخ به این سوال که «وقتی سخن از ادبیات معاصر در ایران میشود منظور چیست؟»، گفت: ادبیات معاصر در ایران معطوف به دگرگونیهایی است که در فکر و فرهنگ، جامعه و سیاست و شیوههای زندگی و ذهن ایرانیان به وجود آمدند. مرادم دورهای است که دنیای سنتی ایرانیان با جهان مدرن غرب آشنا شده و در راه نوگرایی و تجدد قرار گرفتند. در این راستا، ادبیات موجود در ایران اواخر قرن هجدهم در عصر قاجاریه با گسست از ادبیات سنتی، ادبیات مدرن معاصر ایرانی را پدیدار ساختند.
حقدار در مورد ویژگیهای ادبیات معاصر ایران نیز تصریح کرد: این ویژگیها هم تغییر در فرم و محتواست و هم چنین شکل گیری ادبیات نوینی است که پیش از آن در فرهنگ ایرانی سابقه نداشتند. در رابطه با تغییر فرم شاهد به وجود آمدن سبکهای تازه نمایشنامه نویسی، ادبیات سینمایی (سناریونویسی) و ادبیات موسیقیایی هستیم. در دورهای که ایرانیان با دنیای غرب و مدرن آشنا شدند، محتوای ادبیات محلی هم متحول شدند و مضامینی چون مسایل اجتماعی، ایدههای سیاسی و رفتارهای اخلاقی وارد اشعار و داستاننویسی شدند. همان زمان نخستین رمانهای فارسی و ترکی نوشته شدند که در گسست کامل از داستان سرایی و قصه گویی سنتی بودند. رمان کوتاه میرزا فتحعلی آخوندزاده با عنوان «ستارگان فریب خورده» اولین رمان ایرانی قلمداد میشود. این رمان در اصل در سال 1253 ه.ق (1857 م) به تُرکی آذربایجانی نوشته شده و توسط میرزا جعفر قراجهداغی به فارسی ترجمه شد. این رمان بعدها الگویی برای رمان نویسی فارسی در ایران شده و نخستین رمانها نظیر «شمس و طغرا» (از محمدباقر میرزا خسروی) و «سلطنت عشق» (از موسی نثری همدانی) و... نوشته شدند.
این نویسنده در بخش دیگری از سخنانش اظهار کرد: در همان دوران است که شعر فارسی و ترکی در ایران هم دچار تحول میشوند و با تجربیات تازه، فرم و سبکهای تازهای را به وجود میآورند و شعر حماسی، اخلاقی و تربیتی در اشعار شاعران نوگرای ایرانی عصر پیشامشروطه و دوره مشروطیت، به اشعار انقلابی و با مضامین اجتماعی تبدیل میشوند. در این میان نباید از اشعار طنز نیز غافل شد که هم در زبان فارسی و هم در زبان ترکی (آذربایجانی) بذله گوییهای سابق (مثل اشعار عبید زاکانی و...) را به سنجش سیاست و تنقید مذهبی و اخلاقی (مثل: اشعار علی اکبر دهخدا- ایرج میرزا- میرزا علی اکبر صابر- میرزا علی معجز شبستری- تقی رفعت و...) و «اشعار میخانهای» علی آقا واحد میکشانند.
این پژوهشگر حوزه تاریخ و ادبیات، درباره جایگاه زبان تُرکی در ادبیات ایرانی نیز گفت: همان طور که اشاره کردم، ادبیات ترکی در ایران همراه با ادبیات فارسی و عربی در سرآغاز آشنایی با دنیای مدرن و ادبیات نوین، دچار تحول و دگرگونی همهجانبهای شده و زبان جدیدی برای بیان احساسات و باورها به کار گرفته شد. در حقیقت ادبیات و زبان ترکی از زمانهای پیشین همراه با ادبیات فارسی وعربی، بیانگر احوالات ترکان در ایران بوده است. در عصر قاجاریه هم جریان ترکی نویسی با ضعف قابل تاملی به حیات خود ادامه داد و تجدد ادبی را در ادبیات ترکی آذربایجان به وجود آورد. بنابراین همان جایگاهی که ادبیات فارسی در ایران چه در استمرار تاریخی و چه در تحول نوگرایانه دارد، به تناسب شرایط و موقعیت نویسندگان و شعرا، ادبیات ترکی هم دارا میباشد.
وی در خصوص اینکه «آیا میتوان از جریان ادبی تُرکی (آذربایجانی) در ایران سخن گفت؟»، نیز اظهار داشت: بله و میتوان آن را یکی از تحولات اصلی زبان و ادبیات ترکی در ایران شمرد. برخی محققان آذربایجان ایران نظیر محمدجواد هیئت و حمید نطقی ریشههای هویتی و تاریخی آنرا تا دوران باستان و عصر ماننایی و اورارتویی میبرند. محققان تاریخ ادبیات در جمهوری آذربایجان مانند فریدون کؤچرلی هم از ریشه و تحولات ادبیات ترکی آذربایجان نوشتهاند. ادبیات شناسان و پژوهندگان تاریخ و ادبیات ترکیه همچون فواد کؤپورلو (Fuat Köprülü)، محرم ارگین و یاووز آکپینار نیز سیر تحولی تجدد در ادبیات ترکی آذربایجان را پژوهیده و در میان ادبیات ترکی و ادبیات معاصر و مدرن قرار دادهاند. بنابراین ادبیات ترکی آذربایجان با گذار از دوران اولیه و عموما شفاهی (آغیز ادبیاتی، عاشیق ادبیاتی، عصر دده قورقود)، در قرن سیزدهم میلادی به اولین نمونههای شعری مکتوب (نظیر اشعار حسن اوغلو، قاضی برهان الدین و ضریر و... تا عمادالدین نسیمی، محمد فضولی و...) رسید. در سیر تاریخی خود نیز در اواخر قرن هیجدهم میلادی، ادبیات مدرن و تجددگرای ترکی آذربایجان را به وجود آورد. در دوره معاصر نیز «ادبیات عاشقانه»، «ادبیات حسرت» (در بیان احساسات جداسازی سرزمینی آذربایجان در سال 1828)، «ادبیات نمایشی» (در به کارگیری هنرهای نمایشی جدید) و همچنین «ادبیات مهاجرت» (در پس از فروپاشی حکومت یکساله فرقه دموکرات در آذربایجان ایران) شکل گرفتند.
این نویسنده ساکن ترکیه درباره وضعیت ادبیات و رمان مدرن تُرکی در دوره فعلی ایران نیز گفت: رمان ترکی آذربایجان حاصل تحول و تجدد ادبیات ترکی است؛ البته به واسطه شرایط سیاسی و موقعیت های اجتماعی و فرهنگی، سیر پیدایش و تحول رمان ترکی در جمهوری آذربایجان و آذربایجان ایران متفاوت است. با این حال رمان ترکی آذربایجان در ایران با گذار از متن های اولیه و ممنوعیتی که بر آن و زبان ترکی تحمیل شد، در دهههای گذشته از تولید باز نایستاده و رمانهایی چون «شاه اسماعیل» از علی تبریزلی و آثار عباس پناهی ماکویی و... آرام آرام به دوران ما رسیده است. در این دوران- یعنی چهار دهه گذشته- تعداد رمانهای ترکی در ایران رو به افزایش داشته بوده و تاکنون حدود 50 رمان به ترکی آذربایجان در ایران نوشته شده که 39 عنوان از آنها در چهار دهه اخیر منتشر شدهاند.
وی تصریح کرد: از نظر فرم و محتوا، رمانهای ترکی در ایران در سبکهای متفاوت اعم از رمان تاریخی- رئالیسم ادبی- ادبیات محلی-منطقهای، خاطره نویسی و... بوده و در تمامی آنها تاریخ، هویت، زبان و رویدادهایی روی داده در آذربایجان و یا شخصیتهای آنان، محور داستان بودهاند. اشاره به رمان هایی چون «شاهین انقلاب» (از سهراب طاهر) است که با محوریت جعفر پیشهوری نوشته شده است. یا رمان «سئل لر ساراسی» (از حبیب فرشباف) که بازخوانی داستان عاشقانهای از منطقه آذربایجان است. هم چنین بایستی به نوشتههای رقیه کبیری با محوریت زنان و موضوعات اجتماعی مانند رمانهای «ائویم»، «قوشلار داها قورخمورلار» و «دوشرگه» اشاره کرد. در ضمن باید به این نکته نیز اشاره کرد که ترکان در ادبیات معاصر منحصرا به ترکی ننوشته و کسانی چون رضا براهنی ( با رمانهایی مانند رازهای سرزمین) و محمدرضا بایرامی (با رمان مردگان باغ سبز)، ابراهیم دارابی (با رمان اشک سبلان) و علیرضا سیف الدینی ( با رمان خیرگی و خروج) همانند سدههای پیشین در خلق و گسترش ادبیات فارسی، سهم تعیین کننده داشتهاند.
news_share_descriptionsubscription_contact

