تهران/ سیدمحمدهادی موسوی/ خبرگزاری آناتولی
دور هفتم مذاکرات ایران و کشورهای 5+1 عضو توافق برجام از دیروز در شهر «وین»، پایتخت اتریش آغاز شد. این اولین دور مذاکرات در دولت سیدابراهیم رئیسی، رئیسجمهور ایران با ترکیب نفرات و تیم جدید است که به گفته خودشان با رویکردی تازه به وین رفتهاند.
پیشتر نیز علی باقری کنی، رئیس این تیم گفته بود که در وین، «مذاکره هستهای» نخواهیم داشت و صرفا بحث درمورد لغو تحریمها مذاکره میکنیم». همچنین در لابلای سخنان متولیان سیاست خارجی ایران این حرف شنیده میشود که دولت رئیسی قصد دارد ریل مذاکرات را تغییر دهد و شش دور مذاکرات پیشین را نادیده بگیرد.
![]()
رویکردی که در اولین روز مذاکره (روز دوشنبه)، خلاف آن اثبات شد. طبق ادعای انریکه مورا، مذاکرهکننده ارشد اتحادیه اروپا، ایران پذیرفته است مذاکرات شش دور قبل را ادامه دهد. دیروز حسین امیرعبداللهیان، وزیر امور خارجه ایران نیز در مذاکره تلفنی با دبیرکل سازمان ملل متحد اعلام کرد که «شش دور قبلی مذاکرات را نادیده نمیگیریم». همچنین در وین توافق شد که در کنار کار گروه رفع تحریم، «کار گروه هستهای» نیز تشکیل شود که نشان میدهد مذاکرات هستهای به موازات مذاکرات رفع تحریم در وین پیگیری خواهد شد.
- مسیر دشوار مذاکرات
چالش اصلی، اما خطوط قرمز طرفین است. بر اساس مصوبه مجلس ایران، مذاکرهکنندگان این کشور باید در خصوص رفع «تمام تحریمها» مذاکره کنند. گرچه این کلمه دارای ابهام است، لکن در گفتار دیپلماتها و رسانههای نزدیک به دولت ایران چنین تعریف شده که دستور کار این کشور در مذاکرات، رفع تحریمهای هستهای و غیرهستهای است. گرچه طبیعی است تمامی تحریمهای جمهوری اسلامی توسط آمریکا لغو نشود و نخواهد شد، اما به نظر میرسد منظور مذاکرهکنندگان ایران «تحریمهای در تزاحم با برجام» و استفاده این کشور از منافع آن است.
این موضوع از نظر فنی و حقوقی، بسیار پیچیده به نظر میرسد، چون اولا در دوره ترامپ شبکه بسیار پیچیدهای از تحریمهای مختلف با برچسبهای متفاوت بر شخصیتهای حقیقی و حقوقی ایران اعمال شده که رفع تمامی آنها زمانبر و حتی غیرممکن است. بهعنوان مثال رفع «تحریم تروریستی» از سپاه پاسداران و یا قانون «کاتسا»، به تنهایی در اختیار دولت آمریکا نیست و نیاز به مجوز کنگره این کشور دارد که در این شرایط، موافقت این نهاد با رفع تحریمها، غیرممکن است. بر اساس آنچه طرفین در دور قبلی مذاکرات مطرح کردند، آمریکا پذیرفته است تمامی تحریمهای مغایر با برجام را متوقف کند، اما دو موضوع «تحریم تسلیحات متعارف ایران» و «تحریم حقوق بشری بانک مرکزی» همچنان محل اختلاف است.
![]()
از آن طرف، شاید رفع تحریم این موارد جهت انتفاع جمهوری اسلامی از برجام چندان ضروری به نظر نرسد، اما چنانچه آمریکا این تحریمها را متوقف نکند، شرایط روانی و حقوقی کافی جهت شرکتها و کشورهای خارجی به منظور تبادل با ایران فراهم نخواهد شد. بنابراین چالش اصلی بین ایران و آمریکا در نوع تحریمهایی است که قرار است براساس برجام، «متوقف» شوند. گرچه حتی در صورت توقف تحریمها، ریسک بازگشت تحریم در دولت آینده آمریکا همچنان متصور است.
آنچه باعث شد پس از تصویب قطعنامه 2231 سازمان ملل متحد و اجرای برجام، کشورها و موسسات مالی و صنعتی بینالمللی تمایل چندانی جهت مشارکت با تهران نداشته باشند، تحریمهای دلاری آمریکا علیه جمهوری اسلامی ایران بود. رفع تحریمهای دلاری نیز در اختیار دولت ایالات متحده نبوده و نیست و مجددا نیاز به تایید کنگره این کشور دارد. مضافا اینکه این تحریم، پیش از موضوع هستهای اعمال شده است.
- چالش وساطت و مذاکرات غیرمستقیم
در چنین شرایطی که چالش اصلی بین ایران و آمریکا است، تهران اعلام کرده که مانند دورههای قبلی، «مذاکره مستقیم» با واشنگتن وجود نخواهد داشت. همین عامل باعث شد در دورههای قبلی مذاکره، حلوفصل برخی موضوعات، دچار مشکل شده است و زمان زیادی صرف انتقال نقطه نظرات آمریکا و ایران توسط دیگر کشورها شود. واسطهگذاری در مذاکره یکی از علل عدم حصول نتیجه بوده است.
مذاکره، مجموعهای از فعالیتهای کلامی، استراتژیک، زبان بدن، ارتباط چشمی و غیره است اما در مذاکره واسطهای، به دلیل نبود این عوامل، احتمال بروز سوءتفاهم و حتی تعارض منافع وجود خواهد داشت. چه اینکه ممکن است واسطهها، عامدانه یا بدون غرض، در جابجایی پیغام طرفین دچار اشتباه شوند. این مدل مذاکره، نتیجهای جز تطویل زمان مذاکرات، ابهام در متن نهایی و عدم اجماع طرفین بر مفاد متن نهایی و نهایتا تضاد دیدگاهها در اجرای تفاهم را در پی خواهد داشت. در چنین شرایطی دستیابی به توافق در آینده نزدیک تقریبا غیرممکن است.
![]()
- رویکرد دیگر طرفهای برجام
حتی در بین کشورهای 4+1 (چین، روسیه، فرانسه، انگلیس و آلمان) نیز تفاهم یکسانی در زمینه احیای برجام وجود ندارد. بهعنوان مثال کشورهای اروپایی نگران پیشرفت هستهای ایران و تبعات امنیتی آن در منطقه هستند، از این رو، بیش از آنکه پیگیر انتفاع ایران از برجام باشند، درصدد کنترل پیشرفتهای هستهای این کشور خواهند بود.
چین اما شاید ترجیح دهد که مذاکرات هستهای بصورت فعلی و بدون دستیابی به نتیجه ملموس پیش رود. پکن به خوبی میداند با حلوفصل موضوع هستهای ایران در خاورمیانه، غرب علیالخصوص ایالات متحده آمریکا بر حوزه نفوذ جمهوری خلق چین متمرکز خواهد شد. علاوه بر این، چالش هستهای ایران در منطقه، موقعیتهای سیاسی و اقتصادی مناسبی در اختیار چین قرار خواهد داد. بنابراین آمادگی و تمایل پکن برای احیای برجام چندان جدی نیست.
موضع روسیه در خصوص مذاکرات وین، قدری پیچیدهتر است. مسکو گرچه مرجعیت رسانهای مذاکرات وین طی چند دور اخیر را برعهده گرفته و میخائیل اولیانف در حال اطلاعرسانی است، اما با توجه به چالشهای سیاسی و امنیتی پیش روی روسیه در منطقه، احیای برجام چندان با منافع این کشور نیز همخوانی ندارد. مسکو وجود ایرانی ضعیف در منطقه را ترجیح میدهد تا بتواند بهعنوان پیاده نظام روسیه در سوریه فعالیت کند.
ایران اتمی، چالش جدی برای اسرائیل است و باعث نزدیکی بیش از پیش این کشور به روسیه خواهد شد. بهویژه اینکه دولت فعلی اسرائیل و ایالات متحده آمریکا، هماهنگی و اتحاد سابق در خصوص احیای برجام را ندارند. ایران تحت تحریم، حتما به کمکهای سیاسی و اقتصادی روسیه محتاج خواهد شد. تا زمانیکه تحریمهای نفتی و گازی ایران لغو نشود، این کشور تهدیدی برای صادرات گاز روسیه نخواهد بود. حتی حوزههای نفوذ گازی روسیه علاوه بر ترکیه و اروپا به کشورهای شرق ایران نیز گسترش خواهد یافت. با این وجود، روسیه بارها بر احیای برجام تاکید کرده است.
مشکل اسرائیل نیز در این میان بسیار جدی است. دولت جدید این کشور که تاکنون رویکرد ملایمتری نسبت به دوره زمامداری بنیامین نتانیاهو در قبال ایران در پیش گرفته، حال مشغول سمپاشی و ممانعت از احیای برجام است. دولت نفتالی بنت، پیش از انتخابات ایران به این نتیجه رسیده بود که مخالفت با جو بایدن در زمینه احیای برجام، کارساز نیست، اما طی چند ماه اخیر تغییر رویه داده است. در آخرین اقدام، اسرائیل به اطلاع کشورهای غربی رسانده که ایران در حال آماده سازی فنی جهت تولید اورانیوم غنیسازی 90 درصد است.
این مسئله اخیر نیز میتواند بر رفتار کشورهای غربی در قبال جمهوری اسلامی ایران موثر واقع شود، چرا که ورود به غنیسازی 90 درصد نمایانگر استفاده نظامی از اورانیوم غنیشده است. نمیتوان پیشبینی کرد که این اتفاق بر مذاکرات تاثیر منفی خواهد گذاشت، اما اگر طی یک دور آینده، مذاکرات به نتیجه ملموسی نرسد، احتمالا طرفهای غربی توافق برجام سعی خواهند کرد با اهرم قطعنامه شورای حکام آژانس انرژی اتمی ایران را به کاهش فعالیتهای هستهای خود مجبور سازند. اقدامی که بایست منتظر ماند و دید با چه واکنشی از سمت ایران مواجه میشود.
[سیدمحمد هادی موسوی، روزنامهنگار، کارشناس مسائل سیاسی، مهندس نفت و انرژی و کارشناس ارشد نانوتکنولوژی است.]
*نکات مندرج در این مقاله، بیانگر دیدگاه نویسنده است و الزاما بازتاب رویکرد خبرگزاری آناتولی نیست.
news_share_descriptionsubscription_contact

