21 ژوئن 2023•بهروزرسانی: 23 ژوئن 2023
تهران/ الهه سالاری/ خبرگزاری آناتولی
مهدیه خاکی که در شبکههای اجتماعی به «متی جنگجو» مشهور است، زن 34 ساله ایرانی است که در تصادف رانندگی یک دست خود را از دست داده و مسیر زندگیاش تغییر کرده و اکنون به عنوان مربی کراسفیت فعالیت میکند.
مهدیه خاکی مربی کراسفیت 34 ساله ایرانی که در تصادف یک دست خود را از دست داد در مصاحبه با آناتولی به شرح زندگی پرماجرای خود پرداخت.
او که 10 سال قبل در نزدیکی آنکارا و بر اثر اهمال راننده اتوبوس و تصادف رانندگی که منجر به قطع دستش میشود ورزش را آغاز میکند، به آناتولی میگوید: برای رسیدن به مقطع کنونی مسیر پر فراز و نشیبی را طی کردم. با پذیرش واقعیت و باور توانایی خود بیش از پیش احساس قدرت کردم.
مهدیه در توضیح نحوه انجام تمرینهای کراسفیت که نیاز به قدرت بدنی بالایی دارد، اضافه میکند: زمان زیادی طول کشید تا بتوانم حرکات را با یک دست انجام دهم و به آن عادت کنم. مثلا برای شنا استپ زیر دستم میگذارم تا بتوانم ارتفاع بدنم را هماهنگ کنم. یا موقع بارفیکس از یک طناب تیآٰر ایکس کمک میگیرد و دست راستم را به آن وصل میکنم. اما چون دستم دامنه حرکتی دارد میتوانم تا حدودی از آن استفاده کنم.
ـ حاضر نیستم به عقب برگردم
این ورزشکار ایرانی که حسابداری خوانده و هدفش کار در رشته حرفهایش بوده بعد از تصادف دو سال خانه نشین بوده است، میگوید: دو سال به قبول کردن که چرا این اتفاق برای من افتاده است، گذشت. حاضر نبودم به اماکن عمومی یا شلوغ بروم. از پروتز استفاده میکردم، اگرچه زیر بغلم زخم میشد ولی میخواستم از نگاهها پنهان باشم. اما همسرم که موقع این اتفاق هنوز ازدواج نکرده بودیم، کمک زیادی و مشوق اصلی من بود.
مهدیه هدفش از فعالیت در رسانههای اجتماعی را روحیه دادن به کسانی که وضعیت مشابه دارند خوانده و اضافه میکند: متاسفانه ما کمتر افرادی را که مشکل جسمی دارند در فضاهای عمومی و خیابان میبینیم. خودشان را خانه نشین کردهاند. معتقدم آنها از ترس نگاههای مردم بیرون نمیآیند و اتفاقا چون کمتر دیده میشوند، جلب توجه میکنند. اگر مدام رفت و آمد معمولی داشته باشند هم برای خودشان عادی میشود هم دیگران. در حال حاضر هم چند شاگرد دارم که مثل من یا در حادثه یا مادرزادی یک دست ندارند، دارم. کراسفیت حرکات سختی دارد. برای انجام دادن هر کدام خیلی تلاش و تمرین میکردم و وقتی میتوانستم آن را انجام دهم اعتماد به نفس میگرفتم. واقعا دوست ندارم به عقب برگردم. همین شخصیتم را بیشتر دوست دارم. آن اتفاق و ورزش زندگی من را تغییر داد. ممکن بود من با دو دست زندگی کنم اما یک دختر معمولی حسابدار با یک زندگی معمولی باشم.