چنگیز با اشاره به اینکه پس از تماس با آقای یاسین٬ به آقای توران نیز زنگ زده و پس از آن روزنامه نگاران هم آمدند٬ گفت: "آن روز تا ساعت حدود 01:40 آنجا بودم. سه خبرنگار نیز بودند که به من گفتند شما منتظر باشید و به محض اینکه خارج شدند به شما خبر میدهیم. من به خانه مشترکمان رفتم و با خود گفتم که هنگام خروج جمال بر میگردم. بعد به دادستانی توضیح دادم".
وی با اشاره به اینکه خبر کشته شدن خاشقجی را از رسانهها شنیده است٬ افزود: "رئیس دادگاه از من درباره تماس مقامات سعودی با من پرسید که جواب «خیر» دادم. جمال با خیانت و فریب بزرگی به سفارت کشانده شد".
دکتر یاسین آکتای٬ مشاور رئیس حزب عدالت و توسعه ترکیه نیز به عنوان شاهد در این دادگاه حضور یافت. آکتای با اشاره به اینکه در آگوست پیش از کشته شدن خاشقجی صحبتی با وی داشته است٬ گفت: "هنگام دیدار با وی از موقعیت او در داخل عربستان سعودی خبر داشتم. او یکی از افرادی بود که تلاش داشت تا روابط آنکارا-ریاض را بهبود ببخشد".
وی با اشاره به اینکه خاشقجی پس از ولیعهد شدن بن سلمان از آینده و افزایش فشارها نگران بود٬ افزود: " جمال به دلیل پیچیده تر شدن اوضاع داخلی از آن کشور خارج شد. او سپس وارد آمریکا شده و در روزنامه واشنگتن پست نوشت. آنجا مقالاتی انتقادی از سیاستهای ریاض در قبال یمن مینوشت. دیدار ما در ماه اوت همان سال در خصوص شهروندی ترکیه از من سوال پرسید و پیرامون فشارهای ریاض بر مخالفان در خارج از کشور گفتوگو میکردیم. او گفت که نمیتوانند این کار را در ترکیه انجام دهند چرا ترکیه به مانند سابق نیست و تمایلی به بدتر کردن روابط ندارند. او در ترکیه خود را در امنیت حس میکرد و حس خوبی در اینجا داشت. او با کودکان شان تهدید میشد. زمانی هم انتقادات بسیار شدیدی داشت که پس از آن نرم تر شد بیشتر نه با مرگ بلکه با کارش تهدید میشد".
آکتای افزود: "در یکی از صحبتهای میان دوستان شنیدم که محمد بن سلمان از روزنامه واشنگتن پست بازدید کردهاست. سلمان در مصاحبه با خرنگارن این روزنامه از برخی سوالات آنها ناراحت شدهاست. چون این سوالات درباره موضوعاتی بوده که تنها افراد مطلع در داخل کشور آنها را میدانند نه افراد بیگانه. در پی این مصاحبه سلمان دستور قتل خاشقجی را دادهاست".
آکتای همچنین درباره راهاندازی یک انجمن توسط خاشقجی و ناراحتی سلمان از احداث تشکیل و ایجاد این انجمن گفت:
"گوشی موبایلم زنگ زد. هنگامی که مخاطبم گفت که من خدیجه هستم، آن را میشناختم. صدای نگرانی داشت و گفت: آقای جمال پنج ساعت پیش وارد کنسولگری شده و از آنجا خارج نشدهاست. من هم فکر کردم که چه میتوانیم بکنیم. گفتم که آن محل مصئونیت دارد. با یک دوست سعودی مخالف تماس گرفتم و آن را از حادثه خبر دادم. چنان که گفتم از پنج ساعت تاکنون در داخل است، وی با ابراز گله مندی گفت: چرا به آنجا رفتهاست؟ آن وقت فهمیدم که موضوع جدی است. گفتم پس چه شدهاست؟ او جواب داد: هر چه ممکن است رخ دهد. گفتم: چه باید بکنیم؟ گفت: باید با بالاترین مقام تماس بگیریم. با رئیس سازمان اطلاعات ترکیه تماس گرفتم. گفت که ای کاش نرفته بود. با سفیر عربستان سعودی در ترکیه تماس گرفتم ازش پرسیدم که خاشقجی وارد کنسولگری شده اما از آن مکان خارج نشدهاست. آن مرد مثل اینکه تازه این خبر را شنیده است به سوالم جواب داده و گفت: جمال دوست مناست، پیگیری میکنم بعد به شما اطلاع میدهم. بار دیگر با من تماس نگرفت. پیامک بهش فرستادم به آن نیز جواب نداد. دفتر ریاست جمهوری ترکیه را نیز در جریان گذاشتم".
آکتای ادامه داد: "پیشتر شنیدم که خاشقجی قبلا نیز برای گرفتن پاسپورت جدید خود که گم کرده بود، به کنسولگری رفتهاست و در آنجا فرد مظنون یعنی القحطانی آن را تهدید کردهاست. از اینکه نتوانستم از خاشقجی حمایت کنم، دچار عذاب وجدان شدم. از آن روز تاکنون در هر جا از حق وی دفاع میکنم".
news_share_descriptionsubscription_contact

