Ömer Faruk Madanoğlu
02 ژوئیه 2026•بهروزرسانی: 02 ژوئیه 2026
دمشق / خبرگزاری آنادولو
رغید احمد الططری، خلبان سابق نیروی هوایی سوریه در سال 1981 به دلیل امتناع از اجرای دستور بمباران صادره از سوی حافظ اسد رئیس جمهور وقت سوریه، علیه غیرنظامیان در حماه دستگیر شد و حدود 43 سال در زندان های مختلف رژیم سوریه ماند.
الططری 71 ساله که پس از سرنگونی رژیم، پس از گذراندن 43 سال حبس در زندانهای تدمور (پالمیرا)، صیدنایا، عدرا، سویدا و طرطوس آزاد شد، با خبرنگار آنادولو درباره دستگیریاش، شرایط سختی که در زندان تحمل کرده، زندانهای صیدنایا و تدمر، رنج سالها دوری از خانواده و ارزیابیهایش از آنچه در سوریه اتفاق افتاده است، گفتوگو کرد.
او اظهار داشت که بزرگترین شادی او در روزی که آزاد شد، نه خروج از زندان، بلکه دیدن سقوط رژیم اسد بوده است.
الططری گفت: قبل از دستگیری در محله روضه در ابو رمانه در دمشق زندگی میکردم. دلیل واقعی دستگیری من اتهام «تحریک به نافرمانی از دستورات نظامی» بود. البته آنها این اتهام را در دادگاهها به این شکل ننوشتند. زیرا نوشتن صریح آن، اتهامی از جانب آنها محسوب میشد. زیرا اگر «تحریک» وجود دارد، باید دلیلی برای آن وجود داشته باشد. دلیل تحریک ما، رد اقدامات ارتش علیه مردم بود. روند دادگاه کاملاً نمایشی بود و احکام کاملاً متفاوتی اعلام شد و هیچ محاکمه واقعی در جریان نبود.
او توضیح داد: من نمیتوانستم خانوادهام را ببینم. اولین بار در سال 1997 توانستم آنها را ببینم. در سال 1981 دستگیر شدم. پسرم 16 ساله بود که او را برای اولین بار دیدم. خانوادهام مجبور شدند 20 هزار دلار برای این ملاقات بپردازند.
الططری اظهار داشت که سختترین شرایط در میان زندانها در زندان تدمر تجربه شده است و اگرچه زندان صیدنایا در انظار عمومی برجسته شده است، اما رنج واقعی و بزرگ برای آنها در تدمر بوده است.
او تأکید کرد که تظاهراتی که در سال 2011 آغاز شد، در مراحل اولیه کاملاً مسالمتآمیز بود و اظهار داشت که مردم به ویژه از مبارزه مسلحانه اجتناب میکردند.
الططری با اشاره به اینکه جنبشهای مردمی در سوریه در سال 2011 آغاز نشدهاند، ادامه داد:
«در واقع، انقلاب در سال 1976 آغاز شد. با این حال، در سال 1982 به طرز وحشیانهای سرکوب شد. مردم ساکت شدند، اما هرگز رژیم را نپذیرفتند. وقتی مردم در سال 2011 فرصت دومی داشتند، انقلاب دوباره زنده شد. استفاده بیش از حد رژیم از زور، مردم را به درگیری مسلحانه سوق داد. مردم مجبور به این کار شدند. در ابتدا، هیچ کس نمیخواست سلاح حمل کند. زیرا مردم سوریه عواقب مبارزه مسلحانه را میدانستند و از آن میترسیدند. همه خواهان یک انقلاب مسالمتآمیز بودند.»
او با توصیف اینکه چگونه در طول سالهای زندان گاهی امیدش را از دست میداد، گفت که با وجود این، همیشه احساس قویای داشت که آزادیاش را دوباره به دست خواهد آورد.
الططری گفت: گاهی اوقات خداوند احساسی را در قلب انسان قرار میدهد، بدون اینکه حتی متوجه شود. انسان دقیقاً نمیداند چه اتفاقی خواهد افتاد، اما شهودی در درونش شکل میگیرد. احساس میکردم که روزی آزاد خواهم شد. نمیدانستم چگونه این اتفاق خواهد افتاد، اما در ماههای پایانی، به خصوص در سال آخر، کاملاً مشخص شد که رژیم سقوط خواهد کرد. آخرین بار در زندان طرطوس بودم. وقتی بعد از 43 سال آزاد شدم، مردم فکر میکنند که من بسیار خوشحال هستم. بله، من بسیار خوشحال بودم. اما چیزی که مرا بیش از همه خوشحال کرد، آزادی از زندان نبود. فروپاشی رژیم بود. وقتی از زندان آزاد شدم، احساس کردم همه با من جشن میگیرند. انگار همه همزمان آزادی خود را به دست آورده بودند.