02 ژانویه 2026•بهروزرسانی: 04 ژانویه 2026
ادلب/ خبرگزاری آنادولو
با وجود فروپاشی ۶۱ ساله رژیم بعث، صدها هزار سوری که در جریان روند انقلاب آواره شده و خانههای خود را از دست دادهاند، همچنان در اردوگاههای چادری در حومه ادلب و حلب زندگی میکنند و همزمان با سرمای شدید زمستان برای بقا تلاش میکنند.
در پی بمبارانها، بسیاری از خانوادهها قادر به بازگشت به روستاهای خود نیستند و ناچارند در اردوگاههای موقت اسکان یابند. بر اساس آمارها، در حومه ادلب ۸۰۱ اردوگاه و در حومه حلب ۳۴۹ اردوگاه چادری وجود دارد که در مجموع نزدیک به یک میلیون نفر در آنها زندگی میکنند.
درآمد اندک افرادی که با دستمزد روزانه کار میکنند، حتی کفاف هزینه سوخت و هیزم را نمیدهد. قیمت یک تُن هیزم در این اردوگاهها حدود ۲۱۰ دلار است، در حالی که درآمد ماهانه یک کارگر روزمزد به طور متوسط به ۲۷۲ دلار میرسد. بسیاری از خانوادهها برای گرم کردن خود، ناچار به سوزاندن هر آنچه در اطراف مییابند، از جمله پلاستیک و پارچه شدهاند.
احمد ناصر، ساکن یکی از اردوگاههای چادری در شهرک کلی در شمال ادلب، به خبرنگار آناتولی گفت سرمای شدید و بارش سنگین برف، شرایط زندگی را دشوارتر کرده است. او افزود: «شرایط زمستانی بسیار سنگین است. شب بر اثر وزن برف، سقف چادر روی سرمان فروریخت. به کودکان آسیبی نرسید اما تمام وسایلمان خیس شد.»
ناصر با اشاره به نبود حداقلهای زندگی در اردوگاهها گفت: «اینجا هیچ نشانهای از یک زندگی آبرومند وجود ندارد. کودکان صبح زود برای پیدا کردن سوخت بیرون میروند. بخاری را فقط روزی یک یا دو ساعت روشن میکنیم تا کمی گرم شود.»
علا یوسف، ساکن اردوگاهی در منطقه معرهالنسان در حومه ادلب، وضعیت خانوادهاش را «تراژیک» توصیف کرد و گفت: «هفت فرزند دارم. شب هنگام خواب، چادر به دلیل برف فروریخت. هیچ کمکی از سوی نهادها دریافت نکردهایم و نمیتوانیم به روستایمان بازگردیم، چون کاملاً ویران شده است.»
فاطمه امعدی، از ساکنان اردوگاه کرناظ، نیز با بیان اینکه خانههایشان تخریب شده، گفت: «هرچه پارچه یا نایلون پیدا میکنیم میسوزانیم. وقتی بخاری را روشن میکنیم، چادر پر از دود میشود.»
او افزود: «تمام شب چندین بار بیرون رفتیم تا برف را از روی چادر پاک کنیم. روزهای بسیار سختی را میگذرانیم و برای بازگشت به روستا و بازسازی خانههایمان به کمک نیاز داریم.»
ولید حموی، دیگر ساکن اردوگاه، نیز با اشاره به سرمای شدید گفت: «چادر روی سرمان فرو ریخت. شبهای بسیار سردی را میگذرانیم و اطراف چادر کاملاً پوشیده از برف است. هرچه پیدا کنیم میسوزانیم.»